به گزارش ویکی سینما، بیاخلاقی سینمایی که طی روزهای اخیر نقل محافل هنری شده است، مربوط به یک روز و یک ماه و یک سال اخیر نیست بلکه در طول سالیان گذشته، بارها از سوی برخی دفاتر پخش و حتی تهیهکنندگان تکرار شده است.
مقوله «خریدن بلیت فیلم خودی به تعداد بسیار بالا» راهکاری است که طی سالیان اخیر در مورد چندین فیلم دیده شده است. رخدادی که طی آن، برخی دفاتر پخش و تهیهکنندگان، اقدام به خریداری کردن بلیت اثر خود در تعداد بالا میکنند تا آمار مخاطب و فروش فیلم خود را بالا ببرند.
سود بلیت خریدن در چیست؟
اما سوالی که در اینجا مطرح میشود آنکه این افراد چه سودی از این اتفاق میبرند. نخست آنکه افتتاحیه یک فیلم، نقشی حیاتی در روند استقبال از آن اثر دارد. اگر فروش مناسب افتتاحیه یک فیلم همسو با گیشه دو هفته نخست آن، بالا باشد، این اتفاق به جریانسازی موثر اثر منجر شده و سبب میشود تا فیلم، کمی بالاتر از آنچه انتظار میرفت، با استقبال مخاطب مواجه شود.
ضمن اینکه این اتفاق بار مالی چندانی را برای آن دفاتر پخش و تهیهکنندگان به همراه ندارد. فرض کنید که آن افراد، برای 3 روز نخست نمایش فیلم، چیزی حدود 1 میلیارد تومان بلیت بخرند. با احتساب 10 درصد مالیات بر ارزش افزوده و کارمزد، بین 36 تا 40 درصد از این مبلغ به حساب آن فرد بازگردانده میشود بنابراین حدود 400 میلیون از 1 میلیارد طی روزهای آتی، به حساب آن دفتر پخش و تهیهکننده بازگردانده میشود.
آن 600 میلیونی که بهظاهر سهم سینمادار و مالیات و کارمزد میشود بهنوعی حکم تبلیغات را برای اثر دارد چرا که با این مبلغ، نه میتوان بیلبوردی اجاره کرد و نه تبلیغاتی به شبکهای ماهوارهای داد در عوض جریانسازی رسانهای حول آن فیلم شکل میگیرد و رسانههای مکتوب و برخط، راجع به این آمار فروش مینویسند و آن را خبری میکنند. درواقع دفاتر پخش و تهیهکنندگانی که دست به این اقدام میزنند، با یکسری کارتلهای رسانهای همکاری دارند که آنها این اتفاق را بهمثابه فروش بالای اثر و استقبال خاطبان در نظر گرفته و روی این اتفاق مانور میدهند. اتفاقی که منجر به افزایش نسبی مخاطب شده و بازگشت آن 600 میلیون بهظاهر از دست رفته را خیلی راحت، میسر میکند
سکه طلای دیروز، خرید بلیت امروز
این روند برای چندین برهه در مورد یک اثر مهم که احساس میشود میتواند در گیشه موفق باشد، تکرار میشود. با نگاهی به فروش بسیاری از آثاری که طی هفته نخست، فروش بالایی داشتند و بعد، فروش آنها یک سقوطآزاد محض را تجربه کرد، میتوان به اسامی این آثار و کسانی که به این اقدام عادت کردهاند، دسترسی داشت.
زیرکی این افراد در آن است که این اقدام را بهصورت دفعی انجام نمیدهند بلکه تلاش میکنند تا برای سالنهای کممخاطب عموما شهرستانها، بلیت خریداری کنند که هم آن سانسها به دلیل مخاطب اندک تعطیل نشوند و هم قضییه برای رسانهها و البته مدیران سینمایی مشکوک نشود. البته باید به این موضوع نیز اشاره کرد که تعدادی از سینماداران نیز از این قبیل فعالیتها آگاه هستند و در مقام وزنه تبلیغاتی، با آن دفاتر پخش و تهیهکنندگان همکاری میکنند.
تا پیش از این اتفاق، عادت اینقبیل افراد بر این بود که به برخی سینماداران سکه طلا میدادند تا مخاطبانی که پای گیشه میآمدند و نمیدانستند میخواهند چه فیلمی ببیند (که برخلاف تصور تعداد آنها اندک هم نیست)، فیلم آنها پیشنهاد شود اما از اواخر دهه 90، روند فعلی جایگزین این شیوه سنتی شد تا سینمای ایران، یکچنین اهرم تبلیغاتی عجیبی را به خود ببیند.




