به گزارش ویکی سینما، جانشین یک فیلم بهاندازه از یک پرتره است. فیلمی که قرار نیست برخلاف آثار مشابه خود، قهرمانش را اساطیری به تصویر بکشد و با استفاده از منشهای خرقعادتگونه به استانداردی سوررئالیستی از یک فرمانده جنگی دست یابد.
در جانشین، حسین املاکی، غلونمایی نمیشود. داستان، عامدانه و آگاهانه، به اصالت واقعیت متعهد میماند و به همین دلیل ما شاهد سکانسهایی چون فراموشی این شخصیت هستیم. سکانسی که در اشل آثاری از این دست، شاید فرآیند ضدقهرمان تلقی گردد اما تعهد داستان به بیانی رئالیستی و پرهیز از قهرمانسازی اساطیری سبب شد تا فیلم به چنین سیاست درستی روی آورد. این تعهد حتی سبب شد تا فیلم در اقتداری استراتژیک به پایان برسد و نحوه شهادت حسین املاکی که حسنختامی عادی در آثار مشابه است، در این فیلم دیده نشود.
با این رویکرد، جانشین موفق شده تا به یکتصویرسازی درست از یک قهرمان ملی دست یاید. آنچه از حسین املاکی در جانشین دیده میشود، یک تصویر درست، باورپذیر و قابلاحترام از یک زیست حقیقی است. جایی که دوربین در میدان جنگ باقی نمیماند و شمههایی هوشمندانه از زندگی خانوادگی شهید املاکی به تصویر کشیده میشود.
انگارهسازی از زیست قهرمانانه در بستری از دغدغهمندیهای ملی- میهنی، موهبتی است که داستان موفق شده آن را به موازات طرح قصه عملیات نصر ۴ و شخصیتپردازی مهندسیشده حسین املاکی مطرح کند. از این منظر، جانشین فیلمی حسابشده است که فقدان آن در سینمای این سالهای کشور ملموس بود.
این نگاه در کنار وجوه بصری اثر، به تشخص استانداردی میرسد که پختهتر از فیلم قبلی مهدی شامحمدی یعنی مجنون است. روحیه افتخارآمیز مخاطب به قهرمان داستان، طی یک پروسه روایی استاندارد و منطقی شکل میگیرد و فیلم میتواند به رسالت اصیل یک پرتره بیادعا بهخوبی دست یابد.




