به گزارش «ویکی سینما»، برزو ارجمند در جدیدترین گفتوگوی تصویری که انجام داده، از پشیمانیاش در باب مهاجرت سخن گفته و صراحتا عنوان کرده که بیمعناترین آدم آمریکاست.
ارجمند همچنین اذعان کرده: دارم تاوان پس میدهم. اینجا کارهایی انجام دادهام که نمیتوانم بگویم. تمام درها را به روی خودم بستم و زندگی را برای زن و بچهام سخت کردهام. از نظر مالی ضرر بزرگی کردم؛ در ایران به همه چیز رسیدم اما اینجا همه چیز را از دست دادم و…
همچنین احسان کرمی نیز در گفتوگویی، حرفهایی مشابه با صحبتهای ارجمند را بر زبان آورده است.
در وهله نخست آنکه وقتی خبر مهاجرت هنرمندانی مانند ارجمند و کرمی مسجل شد، آن احساسی که بیش از هر چیزی خود را نشان داد، تعجب بسیاری بود که از این تصمیم نابخردانه اتخاذ شده بود. هنرمندانی از این دست، تمام معنای خود را در مرزهای این کشور پیدا میکنند و اینکه گمان شود چنین هنرمندانی در خارج از مرزها نیز میتوانند در این سطح رفاه و توجه قرار داشته باشند، یک گزاره اظهرمنالشمس است که عجیب است چگونه این هنرمندان، موضوعی به این سادگی و ابتدایی را متوجه نشدند.
یعنی باید بپذیریم که این هنرمندان حتی برای یک لحظه به این مهم توجه نداشتند که هنرمندان بزرگتر از آنها نیز نتوانستند در خارج از کشور، موفقیت چندانی داشته باشند حال چه برسد به اینها. تمام این هنرمندان جلای وطن کرده را هم که روی هم بگذاریم باز هم نمیتوانند وزن بهروز وثوقی یا عالیجناب بهرام بیضایی را پیدا کنند؛ هنرمندانی که درخشش و تلالو آنها در مرزهای ایران بود و متاسفانه در سالیان متمادی که در خارج از کشور هستند، نتوانستند آن فروغ موردانتظار را داشته باشند. یعنی برزو ارجمند، احسان کرمی و حتی حمید فرخنژاد یک لحظه به این مهم فکر نکردند در سرزمینی که بزرگانی چون بیضایی و وثوقی نتوانستند فعالیت شاخص چندانی داشته باشند، قطعا آنها هم نمیتوانند عرضاندامی داشته باشند و درنتیجه سرخورده و مایوس میشوند؟
طبیعی است وقتی یک هنرمند از این میزان تحلیل ابتدایی در صنف کاری خود نیز برخوردار نباشد، نمیتواند وارد مقولات تخصصی چون تحلیل وضعیت سیاسی یا آینده کشور شود و طبیعی است که قافیه رقابت را خواهد باخت.
اما اکنون راه نجات چیست؟ یا اینکه این هنرمندان با همین شرایط، روزگار بگذرانند و به پایان برسند و یا اینکه شکست را بپذیرند و خود را مهیای زندگی جدید کنند که قطعا این راهحل، بهترین انتخاب ممکن برای آنهاست. در شرایطی که دولت، بارها از اشتیاق خود برای بازگشت هموطنان خارجنشین سخن به میان آورده، پس باید فرصت را غنیمت شمرد و به کشور بازگشت. در کشور هم بعید است با توجه به سابقه این هنرمندان، محکومیت سنگینی برای آنها اتخاذ شود؛ مدتی کار نمیکنند و دوباره میتوانند به فعالیتهای خود بازگردند؛ درست مانند اتفاقی که برای بسیاری از هنرمندان دیگر رخ داد که مهمترین آنها، ناصر ملکمطیعی بود.
طبیعتا مشکلات کوچک و بزرگ بسیاری در کشور وجود دارد که تمام فعالیتها را تحتالشعاع خود قرار داده است. در این شرایط، کاملا بدیهی است که هنرمندانی از این وضعیت، شکایتهایی داشته باشند اما آنها هیچگاه پلهای پشتسر خود را خراب نمیکنند و همه چیز خود را یکشبه نابود نمیکنند. بنابراین «تنها» راه زنده ماندن نام مهناز افشار، حمید فرخنژاد، برزو ارجمند، اشکان خطیبی، احسان کرمی و… بازگشت به کشور است آنهم در شرایطی که فضای دولتی برای مکانیسم بازگشت این هنرمندان، در بالاترین شرایط خود قرار دارد.




