به گزارش «ویکی سینما»، یکی از مولفههایی که سبب شده تا پرویز شهبازی را دههها بهعنوان یک کارگردان صاحبسبک بشناسیم، تعلقخاطر عمیق وی به دراماتیزه کردن وجوه رئالیستی جامعه ایرانی است. نویسنده و کارگردانی که به شکلی عجیب، جنس روابط بینانسلی را به خوبی میشناسد و تلاش میکند تا از مواجهه این جنس روابط با زمختیهای جامعه در هر دورهای، به یک درام باورپذیر و مخاطبپسند برسد.
شهبازی در سینما بر پایه همین گرایش، موفق به تولید فیلمهایی شد که طی دهههای مختلف، ارتباط خوبی را با طیف مخاطبان گسترده پیدا کرد. حالا اما این بینش، در نخستین سریال این کارگردان نیز متجلی شده است. روایت در مو به مو، بر همین ساختار استوار است؛ وفاداری شهبازی به انگارههای رئالیستی سبب شده تا وی از کارهای محیرالعقول اجتناب کرده و بنابراین افتتاحیه سریال، خالی از شوکهای دراماتیک منافی با روح جامعه است. همه چیز بهمانند تمام ساختههای این کارگردان، ساده پیش میرود و مخاطب لایهلایه با داستان و آدمهایش ارتباط میگیرد و پیگیر سریال میشود.

در مو به مو، مخاطب چالشهایی را در بطن خانواده مشاهده میکند و آسیبهایی که این ناهنجاریها در مواجهه با جامعه به بار میآورد. خانواده و جامعهای که در این سریال مشاهده میشود، خالی از غلوگویی و شمائل سوررئالیستی است. شهبازی تلاش میکند تا ورای پیچشهای دراماتیکی که در جنس روابط پنهان است، به یک آسیبشناسی روانشناختی برسد. تقلای منِ وجودی کاراکتر قهرمان، جدال روحیات کاراکترها با یکدیگر و در نهایت مواجهه و تقابل اول شخص با خردجمعی و باور عمومی که این مولفهها، در سریال نیز به خوبی قابل مشاهده است و این نیز دیگر سیاق نوشتاری شهبازی است که در تمام کارهایش مشتاق به ارائه وجوهی از این فردیت و تقابل آن با کنشمندی جمعی است.
تمام این مولفهها سبب میشود تا مو به مو را در تکثر سریالهایی که این روزها مشاهده میکنیم، در تراز یک اثر رئالیستی درست که برآمده از جامعه امروز و التزامات آن است، ببینیم. سریالی که بهخوبی میتواتد مخاطب انبوهی را جذب کرده و اثرگذاری حداکثری داشته باشد. از آن دست سریالهایی که مطمئنا تا مدتها در ذهن خواهد ماند و دوستداران سینمای شهبازی را از اینکه کارگردان موردعلاقهشان به وادی سریالسازی ورود کرده، پشیمان نمیکند و یک نقطه مثبت دیگر در کارنامه پلتفرم شیدا قرار دهد که پیشتر هم با آبان و بامداد خمار، عیار بالای خود را نشان داده بود.




