اشتراک گذاری پست

مطالب پربازدید

تصرف سالن‌های سینما و کنسرت توسط بلاگرها

به گزارش «ویکی‌ سینما»، فرآیند تبلیغات در سینمای ایران هیچ‌گاه سازوکار مشخصی نداشته و در طول دهه‌ها، بنا بر مقتضیات زمان، بارها شکل عوض کرده است. تا پیش از انقلاب، عمده بار تبلیغات فیلم‌ها منحصر به ابتکارهایی بود که در مراکزی چون کاباره‌ها، بین حضار به مشارکت گذاشته می‌شد. در پس از انقلاب، تلویزیون زمام امور را در دست گرفت و به‌عنوان یگانه تریبون تبلیغاتی موثر، در هر دوره، سوبسیدهایی را به آثار روی پرده اختصاص می‌داد.

این رویه، تا نیمه‌های دهه 90 ادامه داشت و اگر فیلمی شانس می‌آورد تا از هفت‌خوان ممیزی مستقل تلویزیون عبور می‌کرد، می‌توانست بنا به دوره مدیریتی افراد مختلف در صداوسیما، بین 50 تا 800 تیزر رایگان در تمام شبکه‌های تلویزیونی دریافت کند.

باخت تلویزیون به ماهواره

از نیمه‌های دهه 90 که تلویزیون، مرجعیت رسانه‌ای خود را تاحدود زیادی از دست داد، شبکه‌های فارسی‌زبان ماهواره‌ای به داد آثار روی پرده رسیدند و توانستند این خلاء را تا حدود زیادی جبران کنند. در آن زمان، برخی شبکه‌های پرمخاطب فارسی‌زبان ماهانه تا 100 میلیون تومان می‌گرفتند و تیزر 30 ثانیه‌ای فیلم‌ها را حدود 1000 نوبت در ماه پخش می‌کردند.

در چنین شرایطی تصور بر این بود که تلویزیون برای نباختن قافیه رقابت، گشایش‌ها و تسهیل‌گری‌هایی در مسیر تبلیغات سینمایی ایجاد می‌کند اما این رویه، شکلی عکس به خود گرفت. به‌طوری‌که تلویزیون، سطح حمایتی خود از آثار روی پرده را به پائین‌ترین میزان خود طی نیم‌قرن اخیر تقلیل داد تا فیلمی که از لابیرنت ممیزی این نهاد بیرون آمد، در نهایت بتواند 15 تیزر تبلیغاتی رایگان در ماه دریافت کند.

شاید تصور مدیران مربوطه تلویزیون بر این بود که دفاتر پخش و تهیه‌کنندگان به جای هزینه دلاری در شبکه‌های ماهواره‌ای، آن را در رسانه وطنی تبلیغ کنند و پولی که آنجا می‌دهند را به آنها بدهند. اما این تصور اشتباه درآمد و از آن زمان تاکنون، تلویزیون هیچ‌گاه انتخاب اول دفاتر پخش و تهیه‌کنندگان برای تبلیغات آثار سینمایی نشد.

طمع‌ورزی شبکه‌های ماهواره

شبکه‌های ماهواره‌ای که نسبت به این رویکرد، تحلیل خود را داشتند و رقیبی برای خود در عرصه تبلیغات سینمایی قائل نبودند، کم‌کم هزینه تبلیغات خود را بالا بردند و شرایط را به جایی رساندند که دیگر، تنها فیلم‌های پرمخاطب می‌توانستند نسبت به این تبلیغات ورود کنند. اکنون شرایط به گونه‌ای است که هزینه 800 نوبت پخش تیزر 15 ثانیه‌ای در این شبکه‌ها، بسته به رویکرد فرهنگی آن شبکه‌ها، به ماهی 15 تا 20 هزار دلار می‌رسد یعنی ماهی 1 میلیارد و 300 میلیون تا 1 میلیارد و 800 میلیون تومان.

آن اشتباهی را که تلویزیون طی یک دهه اخیر انجام داد را شبکه‌های ماهواره‌ای طی چند ماه اخیر مرتکب شدند. آنها به خیال آن‌که رقیبی در این حوزه ندارند، هزینه تبلیات خود را 3 تا 4 برابر کردند و سبب شدند تا تعداد فیلم‌هایی که به آنها تبلیغ می‌دادند از 7، 8 فیلم به 2 تا 3 فیلم تقلیل پیدا کند. غافل از اینکه چرخ گردون تبلیغات آثار سینمایی هیچ‌گاه محدود به فضایی نمی‌ماند، دفاتر پخش به سمت بستر دیگری برای تبلیغات رفتند: بلاگرها.

بلاگرها؛ ستاره جدید سینماها

شما اگر صفحه اینستاگرام بلاگری را دنبال می‌کنید، می‌بیند که آنها طی ماه‌های گذشته، کنش‌مندی‌هایی را در حوزه سینما و موسیقی داشته‌اند. بدین ترتیب که دنبال‌کنندگان خود را در جریان اکران یک اثر سینمایی یا یک کنسرت قرار می‌دهند.

بلاگرها عموما چند روش را برای تبلیغات سینمایی و موسیقی دارند. عده‌ای نسبت به پخش تیزر فیلم یا بلیت‌فروشی کنسرت فلان خواننده اقدام می‌کنند که این روش، سنتی‌ترین شکل تبلیغات است و نمود چندانی در فعالیت این بلاگرها ندارد.

در یک روش، آنها دنبال‌کنندگان خود را در جریان فعالیت روزمره خود قرار می‌دهند که امروز به تماشای فلان فیلم یا فلان کنسرت رفتم و واقعا عالی بود و پیشنهاد می‌کنم شما هم به تماشای این فیلم یا حضور در این کنسرت بروید.

اما روشی که طی یکی، دو ماه اخیر حسابی در میان بلاگرها محبوب شده، تبلیغات به طریق غیرمستقیم است. مثلا یکی از بلاگرها، چند روز پیش نوشت: “سینما … عزیزم سالن 1 خیلی گرم بود تهویه خوبی نداشت کولر سوسو می‌زد جمعیت بسیارزیاد و فیلمشم استرسی. ببین اگه جذاب نبود و میخکوب نمی‌شدیم واقعا سالنو ترک می‌کردیم اما 3 ساعت توی همون وضعیت از تماشای فیلم لذت بردیم.”

یک بلاگر دیگر هم نوشت: “واقعا مدتها بود که اینقدر نخندیده بودم. فکرشم نمیکردم رضا عطاران بتونه هنوزم مردمو بخندونه اما من تو بعضی جاهای فیلم اینقدر خندیدم که اشک تو چشام جمع شد. یادم باشه حتما یه بار دیگه برم این فیلمو ببینم.”

بلاگر دیگری اشاره کرد: من تا حالا فکر میکردم کنسرت آقای صدا که دو سال پیش تو استانبول رفتم، بهترین کنسرت عمرمه اما دیشب فهمیدم سخت در اشتباهم. به دعوت یکی از دوستان رفتم کنسرت … تازه اونجا بود که فهمیدم همین‌جا بیخ گوش من چه کنسرتای باحالی داره اجرا میره. از صدای …. که نگم براتون. خلاصه خیلی عالی بود و مدتها بود که اینطور حالم خوب نشده بود.”

این شکل تبلیغات را در ابتدا، کمپانی‌های موسیقی کشور باب کردند. بدین‌ترتیب که برای بلاگرها، بلیت وی‌آی‌پی ردیف اول ذخیره کردند و آنها، فیلم‌هایی از این کنسرت را با دنبال‌کنندگان خود به اشتراک گذاشتند.

یک معامله دو سر برد

طبق بررسی‌های به‌عمل‌آمده، صاحبان فیلم‌ها ماهیانه بین 50 تا 400 میلیون تومان برای تبلیغات به این شیوه‌ها به بلاگرها پرداخت می‌کنند. این یک معامله دو سر برد برای صاحبان فیلم و برند موسیقایی و البته بلاگرها به حساب می‌آید. صاحبان فیلم با یک‌دهم هزینه‌ای که به شبکه‌های ماهواره‌ای پرداخت می‌کردند، حالا جامعه هدف بیشتری را در اختیار دارند. بلاگرها نیز دیگر نیاز ندارند تا برای تهیه یک ویدئوی مهندسی‌شده به کلی ابزار و تجهیزات مجهز شوند و چندین‌ساعت خود را وقف تولیدمحتوا کنند.

ویکی‌سینما موفق شد تا به سختی با یکی از بلاگرها در این زمینه ارتباط بگیرد. این بلاگر که ترجیح داد تا نامی از وی در این گزارش نیاید، گفت: حقیقتش آن است که فودبلاگری در ایران دیگر به مرز اشباع رسیده است و دیگر هیچ بلاگری نمی‌تواند ادعا کند که فعالیتش مانند یکی، دو سال گذشته، زیاد است. تعداد بلاگرها بیشتر شده و صاحبان غذا نیز اقتصاد چندان خوبی ندارند که بخواهند برای کسب و کار خود هزینه کنند. حتی بسیاری از همکارانم پرداخت شرایطی را مطرح می‌کنند اما این نوع پرداخت هم با استقبال مواجه نمی‌شود.

این بلاگر ادامه داد: طبیعی است که در این شرایط، بخواهیم به حوزه‌های دیگری ورود داشته باشیم. سینما و کنسرت، به نظر من، بهترین جایگزین برای غذا است اما یک مشکل بزرگ دارد و آن اینکه محدود است. مثلا خود من در دوران پرکاری، گاهی در یک روز به 2 رستوران برای تبلیغ می‌رفتم اما شما حساب کنید ببینید در طول یک ماه چند فیلم جدید به روی پرده می‌آید یا مگر ما چند خواننده داریم که ما بخواهیم تبلیغش را بکنیم. این محدودیت را که کنار بگذاریم، تبلیغات در حوزه سینما و کنسرت، لذت‌بخش و ساده است و نیاز نیست برای آن متحمل زحمت زیادی شویم.

وی در پایان در مورد هزینه تبلیغات نیز گفت: برای این نوع تبلیغات، برخلاف تبلیغات غذایی، جدول خاصی وجود ندارد و همه چیز توافقی است. مثلا یکی از همکارانم گفت حاضر است در صورت ملاقات با بازیگر نقش اول مرد فیلم، به‌صورت کاملا رایگان تبلیغات کند. برای من پیش آمده که مبلغ بسیار پائینی پیشنهاد داده‌ام اما طرف مقابل اصرار داشته چون فعالیت فرهنگی است و درآمد چندانی در آن گردش ندارد، تخفیف دهم. یعنی همه چیز توافقی است و بعید می‌دانم همکارانم برای این کار، جدول هزینه‌ای داشته باشند.

بلاگرها؛ آینده تبلیغات سینما

این یک حقیقت است که آینده تبلیغات سینمایی در حال حاضر به دست بلاگرها افتاده است. بلاگرهایی که بین 500 هزار تا 15 میلیون مخاطب دارند و یک استوری و ریلز آنها می‌تواند تا 20 میلیون بازدید داشته باشد. حتی دیده شده که یک ریلز غذایی بلاگری، تا 50 میلیون بازدید دریافت کرده است بنابراین دفاتر پخش و تهیه‌کنندگان حق دارند تا بخواهند به این بلاگرها متوسل شوند چون هم هزینه به‌مراتب اندکی به‌نسبت تلویزیون و شبکه‌های ماهواره‌ای پرداخت می‌کنند و هم دامنه مخاطبان آنها بالاتر است. صاحبان فیلم در کدام مدیوم می‌توانند طی 24ساعت، چندده و حتی چندصدهزار نفر را به تماشای تیزر یا تبلیغ محصول خود بنشانند.

البته که نوع تبلیغ بلاگرها نیز تبلیغ جالب و جدیدی است و محدود به قالب کلاسیک تبلیغات که در تلویزیون و شبکه‌های ماهواره‌ای ارائه می‌شد، نمی‌شود. حتی هزینه این نوع تبلیغات به اندازه‌ای است که بسیاری از فیلم‌ها می‌توانند از آن بهره‌مند شوند تا به این ترتیب تبلیغات فیلم‌های سینمایی از آن حالت لوکس و محدود خود که تنها در اختیار برخی فیلم‌های سرمایه‌دار بود خارج شده و عمومیت بیشتری را به خود ببیند.

با توجه به اینکه بلاگرها هنوز به‌مانند تلویزیون و شبکه‌های ماهواره‌ای در انحصار تفکر و جریان خاصی قرار ندارند، فعلا باید به دیده مثبت به این نوع فعالیت نگریست و در برابر آن حداقل تا زمانی که مورد سوئی که در ضدیت با منافع سینما و فعالان آن دیده نشود، موضع منفی نگرفت.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *