به گزارش ویکی سینما، سریال سووشون قبل از جنگ دوازده روزه، عرضه خود را آغاز کرد ولی بعد از ارائه اولین قسمت، توقیف و حتی پلتفرم مسدود شد با این حال همزمان با جنگ و با وجود قطعی اینترنت بینالملل، تکههایی از دیالوگ های ضداستعماری یوسف در همان قسمت اول برش خورده و در سایتها و اپلیکیشنهای داخلی منتشر شد.
دلیل رجوع مخاطبان به آن تکههای سریال بیشک لحن ایرانی قهرمان داستان و رویه ی اصیل او بود که بر آرمانهایش ایستاده و نمیخواست به اجنبی باج دهد. مردم ایران حین جنگ خود را در قالب یوسف متحلی دیده و با او همذات پنداری کردند.
بعد از جنگ دوازده روزه که نماوا بازگشایی مجدد شد و سریال سووشون پخش خود را از سر گرفت در کنار موج بحث و نقد درباره سریال باز هم تکه های ایرانیگرایی سریال و آن نگاه تیز و تند علیه استعمار به عنوان موتیفی مهم جلب نظر کرد.
در جریان ناآرامیهای اخیر و به دنبال آن باز شاهد رجوع دوباره مخاطبان به سریال سووشون هستیم و در خود پلتفرم نماوا، سریال مجددا مورد توجه قرار گرفته و کنارش در پلتفرم هایی مثل روبیکا و سایتهای دانلود نیز بسیاری علاقمند شده اند مجددا سریال را ببینند. حتی برخی شبکه های ماهواره ای که فقط فیلم و سریال نشان میدهند، این سریال را در کنداکتور خود قرار داده اند.
دلیل رجوع مجدد به سریال سووشون را باید در همان وجه ملی گرایی سریال دانست و اینکه هم سیمین دانشور به عنوان نویسنده رمان و هم نرگس آبیار به عنوان کارگردان سعی کردند با وجود همهی داستان پردازی های حول رفتارشناسی آدمهای از طبقات مختلف-از بورژوا تا فقیر و از عمارت های اعیانی تا دارالمجانین و…- بیش از همه بر اهمیت ایستادگی بر هویت ایرانی به عنوان عاملی جهت تقابل با استعمارگران تاکید کردند.
واقعیت تاریخی که سووشون به خوبی آن را متبادر میکند همین است که ایران و ایرانی نباید به اجنبی باج دهد و باید خودش باشد که با توانایی های خود و هموطنان به دنبال بهبود و حل مساله باشد تا در آینده اتفاقاتی که در جریان اشغال ایران در جریان جنگهای جهانی رخ داد را شاهد نباشیم. ایرانی هرچه نداشته باشد هوش و ذکاوتی دارد که او را نزد غربیون رشک برانگیز کرده و چه خوب است که شرایطی فراهم شود که سووشون حتی در تلویزیون هم پخش شود. این، محصولی است که اتفاقا در این دوران که نیازمند اتحاد و یکپارچگی هستیم بیش از هر زمان دیگر مخاطب را درگیر خواهد کرد.
پلتفرم نماوا با تولید و ارائه سریال سووشون راهی تازه نه فقط در تاریخی سازی بلکه در اقتباس از رمان های ایران گرایانه و ضدّاستعماری ایجاد کرد، راهی که باید بسیار بیش از اینها ادامه یابد. واقعا تاریخی سازی فقط تونل زمان و لاکچری بازی دهه پنجاهی نیست بلکه اتفاقا سریالهایی مانند سووشون هستند که با اقتباسهایی دقیق توانستند از اهمیت ایران و ایرانی در تاریخ بگویند و تصویری دقیق از جامعه ایران در کشاکش بحران ها ارائه کنند. باید در آثار تاریخی هم سرگرم کرد و هم عین واقعیات تاریخی را نشان داد و این، راهی بود که کیانوش عیاری با روزگار قریب در تلویزیون رفت و نماوا آن را با سووشون ادامه داد…




