جدیدترین ساخته رسول صدرعاملی، حرکتی شگرف در تکامل پروسه جدید کارگردان برای همسویی با سبک زندگی این روزهای ماست.
کارگردان پیشروی سینمای اجتماعی تلاش کرده تا در قایقسواری در تهران، خود را درگیر فرمولها و عطفهای کلیشهای یک عاشقانه شهری نکند. بنابراین روایت، پیچشهای دراماتیک تصنعی را به خود نمیبیند و تلاش میکند تا با دستمایه قرار دادن وجوه رئالیستی سبک زندگی امروز، به یک فانتزی ملموس برسد.
با چنین رویکردی، فیلم یک حال خوب و سرخوشانه را برای مخاطبش ساطع میکند که میتواند از پس گرههای کوری چون ترافیک و مشغلههای روزمره شهروندان، بهرهبرداریهای دراماتیک خلاقانهای به عمل آورد.
این شکل فضاسازی و سیاستی که در پرداختهای روایی به کار بسته شد، موجب اشتیاق فراوان مخاطب برای پیگیری بیشتر داستان میشود. کاراکترها، پرنسیب داستانی بالقوهای دارند که میتوانند در مقام جریانساز، دست به داستانسازیهای متنوع بزنند؛ این خلاقیت در تمامی کاراکترهای اصلی و حتی کاراکترهایی فرعی چون آقای کاسبی (امین حیایی) به وضوح قابل مشاهده است و همین روند سبب شده تا غلظت داستانگویی این فیلم در سینمایی که به شدت از این موهبت رنج میبرد، به یکی از برگهای برنده اثر تبدیل شود.
روایت برای تبیین منطق درام، بهرهبرداریهای هوشمندانهای از ظرفیتهای فانتزی به عمل میآورد که این مهم علیالخصوص در سکانسهای به هم رسیدن مازیار (پیمان قاسمخانی) و هدیه (سحر دولتشاهی) و سکانس فینال فیلم، ذکاوت و درستی این رویکرد را به خوبی نشان میدهد. این رویکرد سبب شد تا روح رئالیستی اثر همچنان بر ساحت قصه مستدام مانده و باورپذیری داستان، عمق بیشتری به خود بگیرد. همچنین سبب شد تا رویکردهای شعاری و اغراقآمیز از چنین ساختار روایی رخت بسته و اصالت بیان رئالیستی بر مخاطب ییشتر شود.
این هوای تازه در سینمای صدرعاملی، یک اتفاق حائزاهمیت است. نوعی انشعاب در سینمای اجتماعی که امضای مستقل ایران جدید را به خود میبیند. بهنوعی مصداقی برای انگاره هنرمند باید فرزند زمانه خود باشد، است. شبیه این روایتگری در سینمای اجتماعی دیده نشده و میتواند آغازگر حرکتی جدی در این گونه پرطرفدار باشد.
البته که نباید از نقش روحالله سهرابی در خلق این موفقیت به سادگی عبور کنیم. سهرابی که طی سالیان اخیر اتفاقهای خوشایندی را در نقش یک مدیر تراز اول سینمایی رقم زد و توانست رکوردزنیهای متوالی را در سالیان سخت پساکرونایی تجربه کند، حالا در یک سال بسیارسخت، توانست با یک فیلم سرزنده، بانشاط و امیدبخش، یکی از مهمترین تولیدات امسال را روانه جشنواره کند. فیلمی که با نگاهی به نقدهای مثبت بسیاری که راجع آن نوشته شده و سانسهای فوقالعاده پرتکرار در تهران و شهرستانها، میتوان آن را اثری موفق در نگاه منتقدان و مخاطبان قلمداد کرد که دنباله توفیقات سهرابی در سینمای این سالهای سخت ایران به شمار میرود.
قایقسواری در تهران، شروع بسیارخوبی در فجر چهلوجهارم داشت. فیلمی که به احتمال زیاد در اختتامیه جشنواره با بدرقه خوبی مواجه خواهد شد و از هماکنون یکی از بختهای مسلم گیشه ۱۴۰۵ محسوب میشود.




