در میان نظرسنجیهای مختلف رسمی و غیررسمی چه مثلا در متا یا رسانه هایی مانند خبر فوری، برترینها، چارسوفرهنگ، انلی سینما، سینماتک و…، شاهد اقبال بالای مخاطبان به سریال «بامداد خمار» و قرارگیری در میان بهترین سریالهای دو سال پیاپی ۱۴۰۴ و ۱۴۰۵ هستیم.
اینکه سریال اقتباسی «بامداد خمار» هنوز و با گذر از فصل دوم، اینچنین مورد پسند مخاطب است دلیل اولش همان اقتباس از رمانی فراگیر است. رمان فتانه حاج سیدجوادی خوب خوانده شده و شوق برانگیز است.(۱)
دلیل دوم موفقیت، برگردان تصویری قابل قبولی است که نرگس آبیار و محمدحسین قاسمی بهعنوان کارگردان و تهیهکننده از رمان ارائه دادهاند. در این برگردان، هم اصالت رمان حفظ شده و هم گسترش عرضی داستان وجود دارد و برای بسیاری از شخصیتهای فرعی هم داستانک ایجاد شده. تیم تولید خوبی توسط قاسمی به خدمت گرفته شده و آبیار توانسته با ترکیب بهاندازه نماهای رئال و سیجیآی، اقدام به بازنمایی دو دوره تاریخی مختلف-اواخر قاجار و اوایل انقلاب – نماید. به قول معروف در تولید کم نگذاشتهاند و هم تنوع لوکیشن میبینیم و هم قاببندیهای استیلیزه.(۲)
تیم بازیگران «بامداد خمار» خیلی خوب انتخاب شدهاند. نسل قدیمی مانند رضا کیانیان، علی مصفا، لاله اسکندری، پریوش نظریه، مرجانه گلچین، رزیتا غفاری و… خیلی خوب چفت و بست پیدا کردهاند با جوانترهایی مانند ترلان پروانه، نوید پورفرج، فرناز فرنام، حمید صفت، دانیال پورصباح و… در بازیگری این سالهای سینما و تلویزیون فقر شدید معرفی استعداد جدید به چشم میخورد و از این منظر سریال یک استثنای خوب است.(۳)

داستانپردازی نرگس آبیار دیگر برگ برنده سریال است. آبیار پاورقینویس بوده و حالا در سریالسازی دیگر خیلی خوب از سنت پاورقینویسی مطبوعاتی بهره برده است و داستانی هزاران بار خوانده شده را چنان دوباره با خردهداستانهای تر و تازه ترکیب کرده که مخاطب دلش میخواهد حتی برخی قسمتها را دوبار ببیند. درست مانند داستانهای هزار و یک شبی. در سریال «بامداد خمار» نیز با وجود دانستن پایان، آن قدر اجرای داستانی آبیار حرفهای است که گاهی حس میشود نکند داستان طور دیگری تمام شود…(۴)
انتخاب کار سخت-در اینجا تاریخیسازی اقتباسی- دیگر ویژگی سریال «بامداد خمار» است که گرفته و جواب داده. نرگس آبیار نهتنها از سختیهای ساخت سریال «سووشون» خسته نشد بلکه باز هم کار را ادامه داد و رفت «بامداد خمار» را هم سریال کرد و سبک تازه خودش-ترکیب عامهپسندی با زبان امثال و حکم و تاریخیسازی در لوکیشنهای واقعی- را ادامه داد و خوشبختانه، هم مخاطبان را راضی کرد و هم راهی تازه پیش روی تاریخیسازی ایران گذاشت.(۵)
در مجموع موفقیت سریال «بامداد خمار» و پاسخ مثبت گرفتن از مخاطبان و اقبال نسبی منتقدان را باید به فال نیک گرفت چون بسیاری از نوآوریها و پیشرفتها در دل تاریخیسازی ما روی داده-از هزاردستان تا مختارنامه و از کیف انگلیسی تا در چشم باد و شهرزاد و…- اگر نبود تاریخیسازی، حالا در سریالسازی خیلی عقبتر بودیم و امید که این مسیر ادامه پیدا کند.
